یک کارآزمایی بالینی خوشهای در استرالیا نشان داد که برنامههای آموزشی برای کارکنان مراکز مراقبت از کودکان خارج از ساعات مدرسه میتواند رفتارهای ترویج فعالیت بدنی را بهبود بخشد، هرچند تأثیر کلی این مداخله محدود بود.
این پژوهش که نتایج آن در مجله JAMA Network Open منتشر شد، بین اوت ۲۰۲۲ و دسامبر ۲۰۲۴ در ۱۹۷ مرکز مراقبت از کودکان خارج از ساعات مدرسه (OSHC) در سه ایالت استرالیای غربی، استرالیای جنوبی و نیوساوتولز انجام شد و حدود ۱۰٬۰۰۰ کودک را تحت پوشش قرار داد.
محققان برنامهای موسوم به Activated OSHC را آزمایش کردند که از طریق آموزش آنلاین کارکنان و اعطای اعتبارنامه داوطلبانه به مراکز، هدف داشت خدمات مراقبت از کودکان را با دستورالعملهای ملی درباره فعالیت بدنی و زمان استفاده از صفحهنمایش هماهنگ کند.
در این کارآزمایی، ۱۰۱ مرکز به گروه مداخله و ۹۶ مرکز به گروه کنترل تقسیم شدند. مراکز گروه مداخله به پلتفرم وبمحور این برنامه دسترسی داشتند و کارکنان آنها میتوانستند چهار ماژول آموزشی آنلاین را تکمیل کنند. برای دریافت اعتبارنامه، مراکز باید سیاستهای خود را برای ارزیابی ارسال میکردند و حداقل ۵۰ درصد از کارکنانشان آموزشها را تکمیل میکردند.
بر اساس یافتهها، تحلیلهای قصد-درمان (ITT) هیچ تفاوت معناداری در نسبت مراکزی که به تمام دستورالعملها پایبند بودند نشان نداد. اما در تحلیلهای پروتکلمحور (PP)، مراکزی که اعتبارنامه دریافت کرده بودند پیشرفت بیشتری در پایبندی به دستورالعملها نشان دادند، بهویژه در کاهش زمان استفاده از صفحهنمایش در ساعات بعد از مدرسه.
در تحلیلهای ITT، کارکنان گروه مداخله در ۱۲ ماه افزایش معناداری در رفتارهای ترویج فعالیت بدنی در ساعات قبل از مدرسه نشان دادند؛ رفتارهایی مانند تشویق به بازی فعال و هدایت بازیهای پرتحرک. همچنین در تحلیلهای PP، کودکان در مراکز دارای اعتبارنامه در ۱۲ ماه فعالیت بدنی متوسط تا شدید بیشتری در ساعات قبل از مدرسه داشتند.
تنها ۴۸ درصد از مراکز گروه مداخله موفق به دریافت اعتبارنامه شدند. پژوهشگران این میزان محدود را با اثرات گستردهتر ناچیز برنامه مرتبط دانستند.
زمینه این خبر نشان میدهد که در استرالیا نزدیک به یکچهارم دانشآموزان دبستانی هر هفته در مراکز OSHC حضور دارند. افزایش زمان استفاده از صفحهنمایش و کمبود فعالیت بدنی با پیامدهای منفی اجتماعی، جسمی و روانی در کودکان مرتبط است و مداخلات مدرسهمحور تاکنون نتایج متناقضی داشتهاند.
محققان تأکید کردند که یافتههای تحلیل پروتکلمحور در معرض سوگیری انتخاب و عوامل مخدوشکننده است؛ مراکز دارای اعتبارنامه بیشتر در مناطق شهری، وابسته به مدارس و بزرگتر از مراکز فاقد اعتبارنامه بودند. از این رو نمیتوان با قطعیت نتیجه گرفت که اعتبارنامه مستقیماً موجب این بهبودها شده است.
از منظر تحلیلی، اهمیت این مطالعه در آن است که رویکرد سیستممحور را به جای هدف قرار دادن مستقیم کودکان یا خانوادهها، بر تغییر سیاستها و ساختارهای سازمانی متمرکز میکند. این رویکرد میتواند الگویی برای مداخلات بهداشت عمومی در سایر بخشهای مراقبت از کودکان باشد، هرچند اثربخشی آن هنوز به اثبات قطعی نرسیده است.
محدودیتهای مطالعه شامل عدم پیگیری کودکان به صورت فردی، محدود بودن جلسات مشاهده، و فقدان اعتبارسنجی مستقل برای برخی معیارهای اندازهگیری است.
تحلیل خبر با دیرینه نیوز بزرگترین رسانه خبری فارسی زبانان در استرالیا
این پژوهش از آن جهت برای جامعه فارسیزبان استرالیا اهمیت دارد که بسیاری از خانوادههای ایرانیتبار فرزندان خود را در مراکز مراقبت خارج از ساعات مدرسه ثبتنام میکنند. نتایج این مطالعه نشان میدهد که کیفیت این مراکز از نظر فعالیت بدنی و مدیریت زمان صفحهنمایش میتواند متفاوت باشد و والدین میتوانند هنگام انتخاب مرکز، از وجود سیاستهای مشخص در این زمینه پرسش کنند.
از منظر سیاستگذاری، این مطالعه نشان میدهد که اعتبارنامه داوطلبانه به تنهایی کافی نیست و برای تغییر گستردهتر، احتمالاً به الزامات نظارتی یا مشوقهای قویتر نیاز است. پرسش اصلی که باقی میماند این است که چه عواملی باعث میشود تنها نیمی از مراکز به دریافت اعتبارنامه اقدام کنند و چگونه میتوان این موانع را برطرف کرد.
منبع: News-Medical



























































