یک مرور سیستماتیک منتشرشده در مجله PLOS ONE نشان میدهد که ارتقای مهارتهای آشپزی میتواند برخی رفتارهای تغذیهای سالمتر را در بزرگسالان تقویت کند، اما شواهد کافی برای اثبات تأثیر آن بر وضعیت تغذیهای بهطور کلی وجود ندارد.
پژوهشگران در این بررسی ۱۵ مطالعه را تحلیل کردند که شامل ۶ مطالعه مداخلهای غیرتصادفی، ۵ مطالعه شبهآزمایشی و ۴ کارآزمایی بالینی تصادفیشده بود. نه مطالعه در ایالات متحده، سه مطالعه در استرالیا، دو مطالعه در اروپا و یک مطالعه در کنیا انجام شده بود.
مهارتهای آشپزی در این پژوهش بهطور گسترده تعریف شدند و دانش، اعتماد به نفس، و نگرشهای مرتبط با تهیه غذا را دربرمیگرفتند؛ از جمله برنامهریزی وعدههای غذایی، انتخاب مواد غذایی، خرید با بودجه محدود، و کاهش اتلاف مواد غذایی.
بر اساس یافتههای این مرور، مداخلات مبتنی بر آموزش آشپزی بهطور کلی با رفتارهای تغذیهای سالمتری همراه بودند؛ از جمله افزایش مصرف میوه، سبزیجات و غلات کامل، کاهش مصرف نوشیدنیهای شیرینشده با قند، و کمتر حذفکردن وعدههای غذایی. دو مطالعه نیز بهبود کیفیت کلی رژیم غذایی را بر اساس شاخصهای تغذیه سالم گزارش دادند.
این تغییرات با افزایش تعداد وعدههای غذایی پختهشده در خانه و بالارفتن اعتماد به نفس آشپزی همراه بود. شرکتکنندگان همچنین تمایل بیشتری به مصرف غذاهای کمفرآوریشده نشان دادند.
مداخلات از نظر شدت و مدت بسیار متفاوت بودند؛ از یک جلسه ۱۵ دقیقهای تا برنامههای یکساله. بیشتر مداخلات ۵ تا ۱۴ هفته طول کشیدند و جلسات هفتگی ۶۰ تا ۱۵۰ دقیقهای داشتند.
در مورد تأثیر بر وضعیت تغذیهای، پژوهشگران به شواهد قابلاتکایی دست نیافتند. تنها یک مطالعه این پیامد را از طریق شاخص توده بدنی (BMI) بررسی کرده بود و آن مطالعه نیز دارای نقصهای روششناختی بود. نویسندگان تأکید کردند که عوامل متعددی مانند فعالیت بدنی، دسترسی به غذا، و عوامل اجتماعی و اقتصادی بر وضعیت تغذیهای تأثیر میگذارند.
از منظر تحلیلی، اهمیت این موضوع در آن است که مطالعات موجود عمدتاً بر بزرگسالان سالم متمرکز بودهاند؛ جمعیتی که تغییرات قابلاندازهگیری در BMI در آنها کمتر محتمل است. این موضوع تشخیص اثرات احتمالی را دشوارتر میکند و نمیتوان از نبود شواهد، نتیجه گرفت که چنین تأثیری وجود ندارد.
پژوهشگران محدودیتهای مهمی را نیز برشمردند؛ از جمله خطر بالای سوگیری در اکثر مطالعات غیرتصادفی، ناهمگونی قابلتوجه میان مطالعات، و اتکا به گزارشهای خودگزارشدهی درباره رژیم غذایی. آنها پیشنهاد دادند که کارآزماییهای بالینی تصادفیشده با کیفیت بالاتر، نمونههای بزرگتر و متنوعتر، و دورههای پیگیری طولانیتر برای ارزیابی دقیقتر این تأثیرات ضروری است.
نویسندگان در نتیجهگیری نوشتند که مداخلات مهارت آشپزی ممکن است به ترویج رفتارهای تغذیهای سالمتر کمک کنند، اما قطعیت شواهد پایین یا بسیار پایین است و نیاز به کارآزماییهای بالینی با کیفیت بالاتر احساس میشود.
تحلیل خبر با دیرینه نیوز بزرگترین رسانه خبری فارسی زبانان در استرالیا
این پژوهش در زمانی منتشر میشود که بسیاری از برنامههای بهداشت عمومی در کشورهای مختلف، از جمله استرالیا، بر آموزش آشپزی بهعنوان ابزاری برای بهبود تغذیه عمومی سرمایهگذاری میکنند. یافتههای این مرور نشان میدهد که چنین برنامههایی میتوانند اثرات مثبتی بر عادات غذایی داشته باشند، اما اثبات تأثیر مستقیم آنها بر سلامت جسمی قابلاندازهگیری — مانند وزن بدن — هنوز نیازمند شواهد محکمتری است. برای جامعه فارسیزبان در استرالیا که با تغییر سبک زندگی و دسترسی به غذاهای فرآوریشده روبهروست، این یافتهها یادآور اهمیت آموزش آشپزی سالم در خانه و مدارس است. با این حال، عدمقطعیت موجود در شواهد نشان میدهد که نباید از آموزش آشپزی بهتنهایی بهعنوان راهحل جامع مشکلات تغذیهای انتظار داشت.
منبع: News-Medical.net



























































